?>
بالانسر گاز      کابل زره دار      آموزش فارکس      تعمیر یخچال بوش      نرم افزار crm      خرید ساب ووفر      .      -      Cisco License      HP License      سیستم vrf      اسپری ویگا اصل      داروخانه مگنیفر      خرید      blockchain platform      HP License      شرکت سورنا      خرید لایسنس نود 32      خرید ویلا شمال      دانلود فیلم      لایسنس سیسکو      پنل اینستاگرام      خرید ارز فلوکی      خرید بیت کوین      آموزش آنلاین      آموزش خیاطی      اس اس دی سامسونگ      طراحی محوطه ساختمان      ویلا در تهراندشت      دکتر دیلی      ثبت شرکت در دبی      Token      فروشگاه اینترنتی      neuralink      کسب درآمد      رپورتاژ آگهی      ساخت سردخانه      نظارت بر ساخت      سالن زیبایی      اجاره هیلتی      خرید بک لینک و رپورتاژ      فروش آنتی ویروس      خرید بازدید سایت      سیگنال فارکس      لایسنس رایگان نود 32      یوزر پسورد نود 32      سئو سایت      لایسنس نود32      آپدیت نود 32      بک لینک     
hamedsite

hamedsite
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
چت باکس
آمار
امروز : 6
دیروز : 3
افراد آنلاین : 1
همه : 1089

متن زيبا

چيزهايي تو اين دنيا هست كه نمي‌توني هيچ‌كاري‌شون كني.
مثلا چي؟
مثلا پوسيدگي دندون. يه روز يهو درد مي‌گيره. هيچ‌كي -هرقدر هم كه تلاش كنه دلداريت بده- نمي‌تونه دردش رو تسكين بده. باعث ميشه از دست خودت عصباني شي. بعد، تا به خودت مي‌آي مي‌بيني از دست بقيه عصباني‌اي، چون اون‌ها از دست خودشون عصباني نيستن. مي‌بيني چه‌جوري زياد مي‌شه؟

گفتم: يه‌جورايي، ولي باز از يه كم دورتر بهش فكر كن. همه‌ي ما با شرايط يكسان به دنيا مي‌آيم؛ انگاري همه‌مون با هم سوار يه هواپيماي خرابيم. البته، بعضي‌هامون خوش‌شانس‌ترن. بعضي ضعيفن و بعضيا قوي. بعضيا پول‌دار و بعضيا فقير. اما هيچ‌كي سوپرمن نيست، از اين نظر همه ضعيفيم. اگه چيزي داشته باشيم، مي‌ترسيم از دستش بديم؛ اگه هيچي نداشته باشيم نگران اينيم كه هميشه همين‌طوري بمونيم. همه‌مون يه جوريم. هرچي زودتر اين رو بفهمي، مي‌توني تلاش كني خودت رو قوي‌تر كني، اگه شده يه ذره. اشكالي نداره اگه بهش تظاهر كني. درسته؟ هيچ آدم واقعا قوي‌اي در كار نيست. فقط آدم‌هايي هستن كه اداي قوي‌ها رو درمي‌آرن.

 

متن زيبا و كوتاه

..................................................................................

بعضي وقت‌ها ضربانِ قلبِ انسان كُند مي‌شود. دقيقا همان اوقاتي كه انسان قلبش به سختي مي‌شكند، قلبش دچار ترديد مي‌گردد كه بايستد يا به تپش خود ادامه دهد. قلب مانند چشمي از الماس است. وقتي يك‌بار خراش بردارد، براي هميشه با همان خراش به تماشاي دنيا خواهد پرداخت.

....................................................................................................

متن زيبا و دلنوشته هاي اختصاصي

بهش اين روزها بيشتر از هر روز ديگه اي فكر ميكنم، به اينكه واسه كسي كه ميره سخت تره، يا واسه كسي كه ميمونه، به اينكه اوني كه دست تكون ميده و ميره سوار ميشه و ميره بيشتر در دلش رو غصه ها بازه، يا اوني كه خداحافظي ميكنه و بر ميگرده سر زندگي روتينش. كدومشون بيشتر عذاب ميكشه. كسي تنها گذاشته نميشه وقتي كه كسي كه ميره تنها ميشه. فعل ها تغييري نميكنه، اون كسي كه چمدون بسته، ميگه رفتم؛ اون كسي كه ميمونه ميگه رفت.

آدما وقتي قلبشونو يه جا ميذارن، نميتونن به جاي ديگه اي برگردن، نميتونن واسه جايي كه بهش تعلق ندارن فعل برگشتن استفاده كنن، نميتونن وقتي كه آخرين بوسه ي خداحافظي رو ميكنن بگن خب ديگه من دارم بر ميگردم، برگشتن فقط متعلق به جاييه كه توش خوشحالي، امني، اميدواري. واسه همينه كه آدما فقط ميرن، كوله بارشونو ميندازن رو دوششون رو ميرن. اوني كه ميره فقط ميره به اميد اينكه زود تر به اوني كه ميمونه برگرده. واسه هر دوشون به يه مقدار سخته، به يه مقدار درد داره، به يه مقدار توي هم ميرن و زندگي براشون بي رنگ ميشه، به يه مقدار از هم رفتنشون غم داره و اونقدر ادامه داره، تا بازم، دوباره بهم برگردن.

منبع:  https://rebsona.ir/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7/


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۲۳ شهريور ۱۳۹۹ ] [ ۰۴:۳۴:۰۸ ] [ hamed ]

ابوعلي سينا در سفر بود. در هنگام عبور از شهري ،جلوي قهوه خانه اي اسبش را بر درختي بست و مقداري كاه و يونجه جلوي اسبش ريخت و خودش هم بر روي تخت جلوي قهوه خانه نشست تا غذايي بخورد. خر سواري هم به آنجا رسيد ،از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوي اسب ابوعلي سينا بست تا در خوردن كاه شريك او شود و خودش هم آمد در كنار ابوعلي سينا نشست.
شيخ گفت : خر را پهلوي اسب من نبند،چرا كه خر تو از كاه و يونجه او ميخورد و اسب هم به خرت لگد ميزند و پايش را ميشكند.
خر سوار آن سخن نشنيده گرفت به روي خودش نياورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدي زد و پاي خر را لنگ كرد.خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ كرد و بايد خسارت دهي.
شيخ ساكت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.صاحب خر ، ابوعلي سينا را نزد قاضي برد و شكايت كرد.قاضي سوال كرد كه چه شده؟ اما ابوعلي سينا كه خود را به لال بودن زده بود ،هيچ چيز نگفت.
قاضي به صاحب خر گفت : اين مرد لال است .........؟روستايي گفت : اين لال نيست بلكه خود را به لال بودن زده تا اينكه تاوان خر مرا ندهد، قبل از اين اتفاق با من حرف ميزد....
قاضي پرسيد : با تو سخن گفت .......؟چه گفت؟صاحب خر گفت : او به من گفت خر را پهلوي اسب من نبند كه لگد ميزند و پاي خرت را ميشكند....... قاضي خنديد و بر دانش ابو علي سينا آفرين گفت.قاضي به ابوعلي سينا گفت حكمت حرف نزدنت پس چنين بود؟!!!ابوعلي سينا جوابي داد كه از آن به بعد درزبان پارسي به مثل تبديل شد:"جواب ابلهان خاموشي ست"
امثال و حكم-علي اكبر دهخدا


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳ شهريور ۱۳۹۹ ] [ ۰۸:۱۵:۲۷ ] [ hamed ]
[ ۱ ]
.: Weblog Themes By limoblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
نظرسنجی
[#VoteTitle#]
[#VTITLE#]
     نتیجه
لینک های تبادلی
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب